سلام

ما دوباره اومديم البته ديگه کلم داغ نيست مثل قديما(لطفا ديگه تخريب شخصيتی نکنيد) الان ديگه مثبت مثبت شدم اگر باور نداريد ميتونم ثابت کنم که به احمدی نژاد رای ندادمو............... حالا فعلا اينو داشته باشيد تا بعد

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸٤

 

سلام

عيد ولايتم که نزديکه اومدم يه شعر بنويسم راستی اين سنی ها که ولايت ندارن هيچی ندارن:

ما زين جهان از پس دلدار می رويم

از شوق ديدن حيدر کرار می رويم

درب بهشت گر نگشايند به روی ما

گویيم يا علی و ز ديوار ميرويم

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٢

 

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٢

 

سلام

ببينم کسی ميدونه اين رکورد های جهان سايتش چيه آخه بالاخره رکورد رو شکوندم در ۲سال گذشته برای نهمين بار از بسيج اخراج شدمالبته اينم مثل دفعه های ديگه ميشه آخرش فرمانده پايگاهمون يک جلسه ميزاره ميگه حيفه پاشو بيا منم خر ميشم ميرم ولی ايندفعه ديگه محال که برم آخه واسه آدم زور داره بزگشتن تو نامه اخراجم دليل اخراج رو نوشتن قاچاق اموال دولتیمنم گفتم باشه ميرم ديگه هم نميام ولی ۱هفته مونده به ۴شنبه سوری زنگ نزنين بگين حاجی گاز داری تو دست و بالت که ضايع ميشين.خلاصه ما که يک بازار خوب رو از دست داديم ولی ميخوام يک کاری بکنم که نگن بسيجيا(از اين به بعد هر کی به من بگه بسيجی ميگم خودتی)با علم روز جلو نميرن اونم اينه که سفارش اينترنتی می گيرم تحويل در محل مورد نظر يه بنرم ميزنم بالای وبلاگم که انواع تسليحات مورد نظر خود را بر روی ميز صبحانه يا محل کار خود تحويل بگيريد چطوره؟؟؟؟راستی ميخوام دليل اخراجامو بنويسم فقط ببين چه مسخره هی منو اخراج کردن دوباره برگردوندن

۱-تاريخ ۱/۴/۸۰ به دليل دعوا با امام جماعت مسجد(آخه به من گفت توپول بيا اينجا کارت دارم منم گفتم جونم پيری بعد اونم شاکی شد)

۲-تاريخ ۲۰/۹/۸۰ درگيری با نيروهای (خاتمی اومده بود دانشگاه علم و صنعت واسه روز دانشجو ماه هم گشت بسيج بوديم تو منطقه خودمون بعد ناجايها بهمون گير دادن ذعوا شد قبيله ای که بانيش من بودم

۳-۲۷/۱۱/۸۰ به دليل  فروش گاز اشک آور و دست بند( اين جاهرو پاک کردم ولی از کامنت ديده بان خودتون حدس بزنين چی بود)

خوب اين فعلا ۳تاش باشه بقيش برا بعد راستی اگه وقت کنم نامه های اخراجم رو هم اسکن ميکنم ميزارم ببينين ((راستی فکرنکين من خلافما  اينها همش واسه بی تجربگی))فعلا يا حق

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٢

 

ديدن روی ماه تو اگه يه روزی پا بده

با گوشه‌ی نگاه تو حاجتمو خدا بده

نيمه شعبان مبارک

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٢

 

رفتی و نوشتی که از دوری من........

واييييييييييييييييی ببخشيذ اينجا انقدر اين آهنگ رو شنيدم دیگه تو خوابم صداش به گوشم ميرسه. تو هر وبلاگی که ميری يا داره ميره مشهد يا از مکه اومده يا داره ميره کربلا خلاصه جو زيارت حاکم شده منم امام رضا طلبيد اومدم کيش الانم ۱۰ روز هست که اينجام انشالله که شنبه هم ميام خلاصه همتون رو تو کنسرت آرين و شبها تو بازارها و ..... دعا کردم.

فعلا يا حق

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢

قبول شدم

سلام

بالاخره با نخوندن های فراوان زحمتهای نکشيده زياد و شانس زياد دانشگاه قبول شدم خيلی با حال بود حتی مامانم هم باور نمی کرد وقتی ديد گفت خودت با front page درست کردی ولی راستی راستی قبول شدم.

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢

 

در سيرک جمهوري اسلامي همه جمعند: يزيد و شمر و عمر بن سعد . يزيد امروز براي اسلام و تشيع اشک تمساح مي ريزد. بدترين يزيد، يزيد در لباس امام حسين است. گرگي در لباس ميش، دزدي که به نگاهباني قافله مشغول است. اما هر يزيدي به شمري محتاج است. شمرها دست راست يزيد ها هستند. مي کشند چون شهوت خون دارند، مي درند چون هنر ديگري ندارند. شمرهاي امروز هم گمان مي کنند براي خدا مي کشند و مي درند، خود را سربازان گمنام امام زمان مي دانند و انصار حق، غافل از آنکه انصار باطلند. ابلهاني که کاسهُ داغتر از آش شده اند و دست يزيد را در بي رحمي از پشت بسته اند؛ دين خود به دنياي ديگران فروخته اند. اگر يزيد بگويد بکشيد، آنها سر را هم جدا مي کنند. اگر يزيد بگويد برخورد کنيد، آنها با کفش بر فرق سر يک زن بي پناه مي زنند. چه زمانه اي شده است که شمرها با "يا امام حسين" شکم مي درند و گلو پاره مي کنند. . من هم گلوی شما انصار را از راه دور می بوسم که میعاد گاه شمشير امام زمان است آنگاه که به کين خواهی اين مردم مظلوم ، سر از تنتان جدا خواهد کرد.

 

نظرتون راجب اين کامنت چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٢

 

السلام عليک يا فاطمة الزهرا سيدة النسا العالمين

حدود يک سال پيش اولين مطلب رو توی اين ئبلاگ نوشتم حالا حدودا يک سال گذشته هرچند يک ۵ ماهی هست ننوشتم ولی انشالله دوباره شروع می کنم اگه قسمت باشه يا حق

  
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٢

سلام

اول از هر چيز سال نو رو به همتون تبريک می گم.
۲)سال تحويل مشهد بودم جا همه خالی
۳)۳شنبه رفتم جنوب مرزها رو بستن ولی برای تويوتای پلاک سپاه هيچ جايی بسته نيست
۴)پاشيد بريد جنوب بابا الکی می گن خبری نيست اصلا
۵)۱شنبه اگه خدا بخواد دوباره می رم جنوب.
۶) التماس دعا(نقطه)   
نویسنده : رزمنده ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٢

← صفحه بعد